مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

941

طب اكبرى ( فارسى )

نوع يازدهم : آنكه عارض شود در فم رحم ورم صلب يا رتقه يا ثولول و جز آن هرچه مسدّد فم رحم و مانع نزول منى به رحم باشد . و اين نوع عقر مسمى است به انغلاق الرحم . و هريك از اين [ موارد ] شناخته مىشود به حس لمس . علاج : ازلهء سبب كنند اگر ممكن بود و الّا فرو گذارند تا به آفت ديگر نانجامد ؛ زيرا كه استيصال اين امراض نمىشود مگر به آهن يا به ادويهء حادّهء اكاله و اين موجب خطر است . نوع دوازدهم : آنكه فم رحم از مقابل فرج منحرف شود و بدان سبب در وى منى درنيايد . و علامت او آن است كه هنگام مجامعت ، رحم درد كند و چون قابله به انگشت تفحص كند ، دريابد كه به كدام جهت مايل است . و باشد كه زحير افتد و بول و غايط حبس گردد . و ديگر آثار به حسب سبب پوشيده نيست . و سبب او يا ورم صلب است يا تكاثف و تقبض كه در يك شق رحم افتد يا امتلايى كه در رگ‌هاى يك شق وى پديد آيد يا تمدد كه در رباطها و ليف‌هاى يك شق عارض شود جهت انصباب اخلاط غليظه به رباطلات و الياف آن و بار گران برداشتن و جهيدن و ترسيدن و چيزى گران كشيدن و جز آنكه در نتوّ الرحم گفته آيد از محدثات اين است . علاج : اگر سبب اماله ، امتلا و امتداد رگ‌ها بود ، فصد صافن كنند از جانب محاذى شقّ مايله . و اگر موجب وى تقبض و تكاثف بود صرف [ يعنى به تنهايى و ] به غير ماده ، حقنه كنند قبل را به طبيخ انجير و بابونه و حلبه و لب حب القرطم و تخم كتان روغن كنجد آميخته و روغن بابونه و پيهء بط و ماكيان بمالند و برگ كرنب پخته و به روغن كنجد و پيه ماكيان آميخته و صوف را بدان آلوده حمول سازند . و حمام مرطّب و آبزن جهت ازالهء تقبض و تكاثف رحم نفع تمام دارد . اگر موجب اماله انصباب رطوبات بود بر رحم ، جهت تنقيهء او ، ايارجات به كار برند . انتباه : هرگاه سبب زايل شود و ميلان باقى باشد ، بايد كه قابله يعنى دايه راست كند آن را به انگشت تا كه دهن رحم [ در ] مقابل فرج آيد و انگشت قابله بايد كه به قيروطى و يا به شحوم آلوده باشد تا رحم را آسيب نرسد و به آسانى راجع شود . نوع سيزدهم : [ نازائى حادث از موانع خارجيه ] ؛ [ يعنى ] آنكه رحم از علّت پاك شود و بدن سالم امّا از امور خارجيه يا نفسانيه چيزى به وقوع انجامد كه مانع استقرار